با سلام خدمت کاربران گرامی این وبلاگ درباره علوم اول متوسطه اول می باشد
برای آزمون آنلاین به ادامه مطلب بروید
![]()
برچسب:
نویسنده: محیا
با تشکر محیا و کیانا
برچسب:
نویسنده: محیا
برچسب: فیلم های آموزنده علوم,
نویسنده: محیا
برچسب:
نویسنده: محیا
حجم فایل 3,647 KB
فایل رمز دارد
رمز فایل همان رمز بخش ورود همکار در وبلاگ
http://science1388.blogfa.com/
می باشد
برچسب:
نویسنده: محیا
دانلود پیش نویس کتاب علوم هفتم (اول متوسطه اول )
برچسب:
نویسنده: محیا
الف) هواي جاري : مقدار هوايي است كه در هر دم و بازدم معمولي بين شش ها و محيط مبادله مي شود .( 500 سی سی )
ب) ظرفيت شش ها : معادل حجمي است كه پس از حداكثر تلاش دمي در ريه ها وجود خواهد داشت .( 4600سی سی )
ج)هواي باقي مانده : حتي پس از حداكثر بازدم هنوز مقداري از هوا درون ششها باقي مي ماند كه به آن هواي باقي مانده مي گويند .( 1200سی سی )
د)هواي ذخيره دمي : پس از هردم معمولي مي توان با يك دم عميق مقدار بيشتري از هوارا به درون ششها فرستاد كه به آن هواي ذخيره ي دمي مي گويند.( 3000 سی سی )
ه)هواي مرده : بخشي از هواي جاري است كه به ششها وارد نمي شود و در مجاري تنفسي باقي مي ماند و مبادله اي در آن صورت نمي گيرد ، هواي مرده مي گويند.( 150سی سی )
و)هواي ذخيره ي بازدمي : هوايي را كه پس از هر بازدم معمولي (كه پس از يك دم معمولي انجام مي شود) مي توان از ريه ها خارج كرد ، هواي ذخيره ي بازدمي مي گويند.( 1100 سی سی )
برچسب:
نویسنده: محیا

برچسب:
نویسنده: محیا

برچسب:
نویسنده: محیا

برچسب:
نویسنده: محیا

برچسب:
نویسنده: محیا

برچسب:
نویسنده: محیا

برچسب:
نویسنده: محیا

برچسب:
نویسنده: محیا
سلام بچه ها این نرم افزار کالری سنج هستش با هزار زحمت آپلودش کردم پس خواهش می کنم نظر یادتون نره
برای دانلود بر روی فیزیک کلیک کنید
با تشکر محیا عابدی و کیانا رحمانی
برچسب: فیزیک,دانلود نرم افزار,سلامتی کاشف,
نویسنده: محیا
برچسب: جدول کالری غذایی,
نویسنده: محیا
زندگینامه ی آلبرت انیشتین
کودکی اینشتینآلبرت اینشتین در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ میلادی در ساعت ۱۱:۳۰ صبح به وقت محلی در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان، واقع در ۱۰۰ کیلومتری اشتوتگارت و در خانوادهای یهودی بدنیا آمد. پدر آلبرت٬ هرمان اینشتین یک فروشنده بود که بعدها یک کارخانه الکتروشیمیایی را تأسیس کرد و مادرش، پاولینه کُخ نام داشت. آنها در کنیسه اشتوتگارت-باد با یکدیگر ازدواج کردند.
در زمان تولد، مادر آلبرت به خاطر اینکه سر او بسیار بزرگ بود و حالتی عجیب داشت بسیار نگران بود. هرچند که با رشد او، کمکم بزرگی سرش کمتر به چشم میآمد، اما از عکسهای او معلوم است که سر او نسبت به بدنش بزرگتر بودهاست. به این ویژگی در افرادی که سرهای بزرگی دارند «سربزرگی خوشخیم» گفته میشود که هیچ ارتباطی با بیماری یا مشکلات ادراکی ندارد. آلبرت خیلی دیرتر از بچههای معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود اینشتین، او تا سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر از نه سالگی به سختی صحبت میکرد. به دلیل پیشرفت کند کلامی اینشتین، و گرایش او به بیتوجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل آنها، او را کند ذهن بدانند.
اعضای خانواده آلبرت، همگی یهودیهایی لاقید بودند و از همین رو، او در یک مدرسه ابتدایی کاتولیک درس میخواند. او با اصرار مادرش آموزش ویولون را فراگرفت. اگرچه او از همان ابتدای کار مشق ویولون را دوست نداشت و در نهایت نیز آنرا کنار گذاشت، اما بعدها آرامش عمیق خود را در سونات ویلون موتسارت بدست میآورد.
وقتی اینشتین پنج ساله بود، پدرش به او یک قطبنمای جیبی نشان داد و اینشتین پی برد که در فضای خالی چیزی بر روی سوزن تأثیر میگذارد. او بعدها این اتفاق را یکی از تحولآمیزترین اتفاقات زندگیاش توصیف کرد.
در سال ۱۸۸۹، دانشجویی به نام مکس تالمود (بعدها به نام تالمی)، که به مدت شش سال پنجشنبه شبها به منزل خانواده اینشتین میآمد[۴]، اینشتین را با مهمترین متون علمی و فلسفی آشنا کرد، که از جمله آنها میتوان به نقد خرد ناب از کانت اشاره کرد. همچنین در اواخر دوران کودکی و اوایل دوران بزرگسالی، دو عموی او با توصیه و تهیه کتابهایی در زمینه علم، ریاضی و فلسفه، به رشد فکری او کمک میکردند.
در سال ۱۸۹۴، در پی ناموفق ماندن کسب و کار هرمان اینشتین در صنعت الکتروشیمی، خانوادهٔ اینشتین از مونیخ به پیوا- شهری در ایتالیا در نزدیکی میلان - مهاجرت کردند. اینشتین اولین فعالیت علمی خود را با عنوان بررسی وضعیت اتر در زمینههای مربوط به مغناطیس، در همان زمان برای یکی از عموهایش مینوشت. آلبرت برای تمام کردن درس هایش، در مدرسه شبانهروزی مونیخ ماند و پس از آنکه تنها توانست یک ترم را تمام کند در بهار سال ۱۸۹۵ دبیرستان را رها کرده و برای پیوستن به خانوادهاش رهسپار پریوا شد. یک سال و نیم پیش از امتحانات نهایی، او بدون اطلاع والدینش و با متقاعد کردن مسئولین مدرسه به اینکه به واسطه یک گواهی پزشکی به او اجازه مرخصی بدهند مدرسه را ترک کرد و این بدان معنا بود که اینشتین هیچگونه گواهی در تحصیلات متوسطه کسب نکرد.[۵] در همان سال یعنی در سن ۱۶ سالگی، او آزمایش ذهنی که به آیینه آلبرت اینشتین شهرت دارد را انجام داد. او پس از خیره شدن به آیینه، آزمایش کرد که اگر با سرعت نور حرکت کند چه اتفاقی برای تصویرش خواهد افتاد؛ نتیجهگیری او مبنی بر اینکه سرعت نور مستقل از بینندهاش است، بعدها به یکی از دو فرضیه نسبیت خاص تبدیل شد.
در آزمون ورودی انستیتو تکنولوژی فدرال سوئیس -که امروزه به ایتیاچزوریخ شهرت دارد- اگرچه امتیاز آلبرت در بخش ریاضی و علوم عالی شد، اما امتیاز پایین او در بخش ادبیات مانع از قبولی وی شد (فهرست تصورات نادرست متداول را ببینید)؛ پس از آن خانوادهاش او را به آرائو در سوییس فرستادند تا تحصیلاتش را در آنجا به اتمام برساند. پس از آن دیگر معلوم بود که آلبرت آنگونه که پدرش میخواست مهندس الکترونیک نخواهد شد. او در آنجا به مطالعه تئوری الکترومغناطیس مشغول شد و در سال ۱۸۹۶ دیپلم خود را دریافت کرد. در این مدت او در منزل خانواده پروفسور یاست وینتلر اقامت کرد و در آنجا به عنوان اولین تجربه عاشقانه، به ماری دختر این خانواده علاقهمند شد. مایا، خواهر اینشتین که نزدیکترین همراز او بود بعدها با پسر همان خانواده یعنی پل ازدواج کرد و دوست او نیز یعنی مایکل بسو با دختر دیگر همان خانواده یعنی آنا وصلت کرد.[۶] پس از آن اینشتین در ماه اکتبر در موسسه فدرال پلی تکنیک ثبت نام کرد و به زوریخ رفت؛ در همین حال ماری نیز برای تدریس به اولسبرگ در سوییس رفت. او در همان سال شهروندی خود در ورتمبرگ را لغو کرد.
بچه ها اگر از وبلاگ ما بازدید کردید حتما برای ما نظر بزارید
خیلی از بازدید شما ممنونیم
با تشکر محیا و کیانا
برچسب: فیزیک,زندگی نامه آلبرت انیشتین,
نویسنده: محیا